DHTML JavaScript Menu By Milonic.com
نیکی های کوچک
www.nikiha.org
دوشنبه، ۲۷ آذر ۱۳۹۶
 
 
کد مقاله: ۱ - تاریخ درج: 1395/05/30

آیین مرده پرستی


دانش‌آموز سال اول دبیرستان بودم. معلم فارسی موضوع انشایی داده بود که الان یادم نیست. اما می‌دانم از آن موضوع های سهل و ممتنع بود ‏که نوشتن در موردش سخت بود.....



آیین مرده پرستی
 
 
دانش‌آموز سال اول دبیرستان بودم. معلم فارسی موضوع انشایی داده بود که الان یادم نیست. اما می‌دانم از آن موضوع های سهل و ممتنع بود ‏که نوشتن در موردش سخت بود. یکی از هم کلاسی‌هایم برای خواندن انشاء به پای تخته رفت و به صورت کلیشه‌ایی این چنین شروع کرد: ‏‏"درباره این موضوع کتاب‌ها می‌توان نوشت...." که بلافاصله معلم گفتار او را قطع کرد و گفت: "تو همین یک انشاء را بنویس، نمی‌خواهد کتاب ‏بنویسی.” آن دانش‌آموز هم ذوقش کور شد و با اکراه بقیه انشاء را خواند. موضوع زیر هم از آن موارد تکراری است که خیلی سخت می‌توان در‏موردش نوشت.‏‏

‏ هر قوم و ملتی سنت‌ها و آداب‌ و رسوم خوب و گاه بد دارد. سنت‌های خوب و پسندیده را باید حفظ کرد. اما در مورد سنت‌های ناپسند هم باید ‏گفت، نوشت و در جهت تغییر آنها کوشش کرد. در مورد مرده‌پرستی ما ایرانیان بسیار‌ گفته و نوشته‌اند. (شما بخوانید: در مورد مرده‌پرستی ما ‏ایرانیان می توان کتاب‌ها نوشت!) متاسفانه تا اطرافیان و نزدیکان ما زنده هستند، قدر آنها را نمی‌دانیم. اما بلافاصله بعد از مرگ ایشان -دقت ‏بفرمایید که منظور از بلافاصله، دقیقا کسری از ثانیه است- در می‌یابیم که چه گوهر گرانبهایی را از دست داده‌ایم. بازماندگان از کرده‌های خود ‏پشیمان می‌شوند و تازه به فکر جبران زحمات فرد از دست رفته می‌افتند. بر سر مزار می‌روند. گل برای فرد فوت شده می‌برند. گران‌ترین سنگ ‏قبر را سفارش می‌دهند. عکس فرد در‌گذشته را بزرگ کرده، مقابل خود می‌گذارند و اشک حسرت می‌ریزند. چه بسا اگر این محبت را در زمان ‏حیات آن مرحوم خرج او می‌کردند، هم اکنون زنده بود! بعد از مدتی که تب و تاب فرد فوت شده تمام شد. باز هم فراموش کردن زنده‌ها و ‏احتمالا بد رفتاری با نزدیکان شروع می‌شود. اگر فرد فوت شده هنرمند باشد، بلافاصله محبوب خاص و عام خواهد شد و همگان از هنرهای پیدا ‏و پنهان او سخن می‌گویند. آمار فروش آثارش بالا می‌رود و نقد‌های مثبت در مطبوعات به چاپ می‌رسد.
‏  حتما تا کنون ازدحام بیرون از مساجد، بعد از مجلس‌های ترحیم را دیده‌اید. اقوامی که گاه حتی سالی یک بار هم یکدیگر را نمی‌بینند، برای ‏عرض تسلیت به مسجد می‌آیند و بعد از مراسم تازه به دید و بازدید و حال و احوال می‌پردازند. از آنجایی که به ندرت یکدیگر را دیده‌اند، ‏فرزندان رشید خود را به یکدیگر معرفی می‌کنند. گاه این ازدحام‌ها آنچنان زیاد است که موجب انسداد خیابان‌های اطراف مسجد می‌شود.‏

‏ یکی از رسوم زیبا گل خریدن وگل فرستادن برای دوستان و نزدیکان است. کاشت و پرورش گل یک صنعت و گل فروشی هم شغلی محسوب ‏می‌شود. تا اینجای کار هیچ عیب و ایرادی ندارد. اما در این کار هم اعتدال را باید رعایت کرد. گاه ارسال گل- چه برای عزاداری و چه برای ‏مراسم جشن- بین فامیل به رقابت و فخر فروشی تبدیل می‌شود و هر کس که تاج گل یا سبد گل بزرگتری ارسال کند خود‌‌را‎ ‎‏‌سر‌بلند‌تر‎ ‎‏‌محسوب‎ ‎‏‌می‌کند.‏

‏ در هر مجلس ترحیمی، ده‌ها تاج گل دو و چند طبقه ارسال می شود که قیمت آنها بر حسب گل های مورد استفاده، گاه تا چند میلیون هم  ‏می رسد. بعد از اتمام مجلس ترحیم، خانواده متوفی حسب احترام باید گل‌ها را به منزل برسانند. فردای آن روز گل ها پژمرده می‌شوند و باید ‏همراه با زباله‌ها دور ریخته شوند. یعنی میلیون‌ها تومان پول به راحتی دور ریخته می‌شود. در حالی که این مبلغ می‌تواند خرج امور خیریه ‏شود. سنت‌های قدیمی همیشه خوب نیست. نو‌آوری در سنت‌ها هم همیشه مذموم نیست. یکی از نو‌آوری‌ها، تهیه استند و یا تاج گل مصنوعی از ‏موسسه‌های خیریه در عوض گل، و اهدا هزینه گل به آن موسسه است. ای کاش رقابت در این زمینه به وجود آید.‏

ما ایرانیان مردم با فرهنگی هستیم. امید آن‌که این سنت‌های ناپسند را هم به سنت حسنه تبدیل کنیم.‏

این بود انشای من!‏
 
سید بهزاد هندی
 

[فهرست مقالات]