DHTML JavaScript Menu By Milonic.com
نیکی های کوچک
www.nikiha.org
سه‌شنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
 
 
 
 
کد مقاله: ۱۲ - تاریخ درج: 1398/02/20

مراقبت‌های انسان دوستانه و کارهای کوچک در فضاهای غیرانسانی


این‌ها یادداشت‌های کوتاهی درباره چیزهای بسیار کوچکی است. چیزهای کوچک، مثل یک فنجان قهوه، تصاویر گل‌ها، حیوانات و مناظر و یا چند قطره عطر.....



مراقبت‌های انسان دوستانه و کارهای کوچک در فضاهای غیرانسانی
 
 
مراقبت‌های انسان دوستانه و کارهای کوچک در فضاهای غیرانسانی
 
دکتر پاول بوویر مشاور ارشد سازمان صلیب سرخ جهانى است که داراى تخصص‌هاى اطفال و بهداشت عمومى است. علایق ویژه ایشان عبارتند از آسیب پذیرى، شوک، و تاب‌آورى قربانیان خشونت. او از سال ١٩٧٩ میلادى بعنوان پزشک در زندان‌هاى زیادى در نقاط مختلف جهان کار یا از آن‌ها بازدید کرده است.
درحال حاضر فعالیت او در صلیب سرخ بیشتر متمرکز است بر مسائل بهداشتى و اخلاقى فعالیت‌هاى انسان دوستانه و آموزش متخصصین این حوزه براى نحوه برخورد پاسخ‌دهندگان بهداشت عمومى در مواقع بحران و منازعات مسلحانه.

  آن، چیزى نبود بجز یک تکه نان، ولى بدنم را گرم کرد
 
فعالیت‌های بشردوستانه به چه معناست؟
این‌ها یادداشت‌های کوتاهی درباره چیزهای بسیار کوچکی است. چیزهای کوچک، مثل یک فنجان قهوه، تصاویر گل‌ها، حیوانات و مناظر و یا چند قطره عطر. بسیار جالب است که چیزهای بسیار کوچک به ندرت جرئت ظاهر شدن در گزارش‌ها، حساب‌ها و مقالات رسانه‌ای در مورد اقدامات بشردوستانه در این زمینه را پیدا می‌کنند. با این حال، چنین چیزهای کوچک گاهی اوقات معرف بخش اصلی و شاید بتوان گفت معنادارترین بخش فعالیت کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) در میانه خشونت و درگیری‌های مسلحانه است.
در فعالیت خود به عنوان یک پزشک و به عنوان نماینده پزشکیICRC، از بازداشتگاه‌های گوناگونی در قاره‌های مختلف بازدید کرده‌ام. هنگام بازدید از بازداشتگاه‌ها، ICRC به عنوان یک سازمان منصف، مستقل و بی‌طرف در چهارچوب مصاحبه‌های خصوصی و محرمانه با بازداشت‌شدگان و یک گفتگوی محرمانه با مقامات بازداشت کننده عمل می‌کند. محرمانه بودگی در مصاحبه‌ها برای محافظت از بازداشت‌شدگان و برقراری یک رابطه اعتماد-محور ضروری است. یک گفتگوی محرمانه با مقامات، ضمن حفظ ناشناس بودن منبع اطلاعات، به نتیجه‌گیری کلی و توصیه‌هایی بر اساس مشاهدات صورت‌گرفته حین بازدید و مسائل مطروحه بازداشت‌شدگان منتهی می‌شود. هدف از بازدیدها بهبود شرایط بازداشت و درمان زندانیان، جلوگیری و توقف بدرفتاری و ارتقاء روابط و رفتار انسانی در بازداشتگاه است. در سال 2012، نمایندگان کمیته بین‌المللی صلیب سرخ از حدود 540000 بازداشت‌شده در 97 کشور و سرزمین بازدید کردند که با بیش از 26000 نفر ازآنان مصاحبه خصوصی صورت گرفت. در بسیاری از موارد، نمایندگانICRC تنها بازدیدکنندگان خارج  از محیط بازداشت‌شدگان هستند. این یادداشت‌ها بر بازدیدها از بازداشت‌شدگان  تمرکز دارد. به دلیل محرمانه بودن فعالیت در ICRC  نام هیچ مکان، زمان یا فردی افشا نخواهد شد. اما خواننده می‌تواند تصور کند که مسائل مشابهی در زمینه‌های مختلف رخ می‌دهد.
 
یک فنجان قهوه چه کاربردی دارد؟
این بازتاب ناشی از دو سؤالی است که توسط همکاران مطرح شده است. سوالات مبهمی که پاسخ ساده ای نداشتند. با این حال، هر دو سؤال ما را به هسته و محدودیت اقدامات بشردوستانه در شرایط خشونت می‌رساند و به قلب ملاحظات واخلاق  بشردوستانه نزدیک می‌کند اولین سؤال در قالب یک درخواست از یک متخصص مشهور در روانشناسی مثبت و انعطاف‌پذیری بود. او در پی مطالعاتی بود که چند سال پیش  ICRC انجام داده‌ بود که در آن پژوهش، آن‌گونه که او به خاطر داشت،  مددجویان در مورد آنچه برایشان بیشتر مفید بود و باعث شده بود که احساس خوبی داشته باشند، صحبت می‌کردند. او به یاد می‌آورد که در پاسخ‌های آن‌ها اغلب چیزهای ساده، اشارات  مهربانانه، مثل تعارف کردن یک فنجان قهوه به آنان برجسته شده بود. از یک سو، من قطعاً می‌توانم ارزش یک فنجان قهوه را درک کنم. همچنین دریافتم که وقتی یک نماینده کمیته بین ‌المللی صلیب سرخ برای دیدار یک زندانی و گفتگوی خصوصی، گوش دادن و تعارف کردن و یک فنجان چای، قهوه، آب پرتقال یا کوکی می‌آید، گاهی اوقات این یک اتفاق غیرمعمول در زندگی یک بازداشت شده است. از سوی دیگر، صحبت کردن از  تجربیات مثبت و انعطاف‌پذیر را در موقعیتی که در آن افراد در تلاش برای زنده ماندن در شرایط وحشتناک هستند و گاهی اوقات قربانی رفتار غیرانسانی، تحقیرکننده و یا خشونت شدید واقع شده اند، دشوار می‌دیدم. 
بیشتر گفت‌و‌گو‌های خصوصی ما در بازدید از بازداشتگاه‌ها در مورد زندگی در زندان، دوری از عشق، سختی، تجربیات وحشتناک، غم، درد و رنج است؛ و چون من یک پزشک هستم، اغلب مکالمات ما در مورد بیماری، سلامتی، کسالت‌های فیزیکی، بیماری‌های مزمن و اغتشاش‌های روانی و ذهنی است که اغلب مرتبط با بازداشت است. در چنین شرایطی، یک فنجان قهوه قطعاً می‌تواند بسیار تحسین‌برانگیز باشد؛ با این حال، از این که ارزش آن را بیش از حد ارزیابی کنم احساس خطر کردم، خطر آن که رنج و آسیب‌های احتمالی تحمل شده را انکار کنم. در چنین شرایطی، واقعا ارزش یک ملاقات چقدر است؟ آیا یک فنجان قهوه که با مهربانی تعارف می‌شود واقعاً تفاوتی ایجاد می‌کند؟
"گیا" در یک اثر چشم‌گیراز مجموعه "مصائب جنگ"، پیرزنی  را به تصویر می‌کشد که در قحطی سال 1810 در نبرد استقلال اسپانیادر مادرید ، یک کاسه سوپ را به یک فرد گرسنه در آستانه مرگ می‌دهد. این تصویری از انسانیت  است. با این حال، "گیا"  با  نامی که بر اثر خود گذاشت خردی و مضحکی این سهم را زیر سوال برد. نام اثر این بود:"یک فنجان به چه کار می‌آید؟". 
 
آیا این اقدام بشردوستانه است؟ بی‌ثمری بازدید از بازداشت‌گاه‌ها
سؤال دیگر چند ماه بعد توسط یک متخصص پزشکی که در مرکز بازداشتگاه ICRC کار می‌کرد، مطرح شد. این همکار به‌ تازگی از یک منطقه  درگیر مخاصمه  که در آن شکنجه یک سنت معمول و دیرینه  بود، بازگشته بود. بازداشت‌شدگان مکررا مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و به روش‌های وحشتناکی شکنجه می‌شدند. ICRC از این بازداشتگاه‌ها بازدید می‌کرد، تا با زندانیان صحبت می‌کرد، ادله آزار و بدرفتاری با زندانیان را جمع‌آوری می‌کرد و به مقامات گزارش می‌داد تا پیشرفت و تغییراتی حاصل شود. اما  در آن زمان پیشرفت‌های زیادی رخ نداد و نمایندگان تنها می‌توانستند شاهد شدت، گستردگی و تکرار سوءرفتارها باشند. همکاران ما شاهد پیامدهای ویرانگر بدرفتاری بودند.ICRC شروع به ارائه حمایت‌های روانی پس از آزادی به زندانیان سابق کرد و در صورت نیاز به آن‌ها مشاوره و مراقبت بهداشت روانی می‌داد. با این حال نیازها بسیار بود؛ صدها نفر می‌توانستند از این خدمات بهره ببرند، اما ظرفیت ارائه خدمات محدود بود. آیا برای کسانی که در این برنامه گنجانده نشده بودند، منصفانه بود؟ سپس سؤالات اساسی‌تر دیگری مطرح شد: آیا ICRC باید این بازدیدها را ادامه دهد؟ در صورت ادامه شکنجه و بدرفتاری این خدمات چه ارزشی دارد؟ آیا تغییری ایجاد می‌کند؟ او پرسید: آیا این اقدام بشردوستانه است؟
هدف بازدیدهای ICRC از بازداشت‌شدگان تضمین و ارتقای انسانیت و حفظ کرامت بازداشت شدگان، بهبود وضعیت آن‌ها و تسهیل رنج‌های آن‌هاست. ICRC به تجربه دریافته‌است که مداومت و استقامت ضروری است و پیشرفت بلندمدت تنها از طریق یک گفت‌وگوی محرمانه با مقامات واقعیت‌ها و تعهد قوی به ارزش‌های بشردوستانه خواهد گرفت. برای اینکه بازدیدها فایده‌ای داشته باشند، باید بر شرایط بازداشت‌شدگان موثر بوده  و گفت‌وگو با مقامات بازداشت‌کننده سازنده باشد. اگر این شرایط محقق نگردد، ممکن است ICRC تصمیم بگیرد جلسات را متوقف کند و در نهایت به طورعمومی وضعیت را محکوم کند. این یک تصمیم دشوار است، زیرا در بسیاری از موارد بازداشت‌شدگان را بدون هیچ بازدیدکننده خارجی دیگری ترک می‌کند، بنابراین، انزوا، وابستگی و آسیب‌پذیری آن‌ها افزایش می‌یابد.
 
لحظات سهیم شدن انسانیت
در فیلمی که چند سال پیش از سوی کمسیون بین‌المللی صلیب سرخ ساخته شد، زندانیان قدیمی در مورد بازداشتشان و بازدیدهای ICRC صحبت کردند. این فیلم به سادگی رنج، ابراز اندوه، درد و اشک‌های آن‌ها را هنگام یادآوری زمان وحشتناک بازداشتشان نشان می‌دهد. بعضی‌ها قصد داشتند انزوا و بد رفتاری را توضیح دهند، اما ناگهان ساکت شدند. واژه‌ها گم شدند، حتی سال‌ها پس از آن اتفاق‌ها، صحبت کردن ممکن نبود. در این فیلم برخی از زندانی‌های قدیمی بازدید نمایندگان ICRC را به خاطر آوردند و در مورد اهمیت این بازدیدها اظها رنظر کردند. این من را به یاد گفتگوهای محرمانه با بازداشت‌شدگان، همراه با یک فنجان چای، قهوه، آب پرتقال و شیرینی‌ها انداخت. در بعضی موارد، این دیدار به یک برخورد واقعی تبدیل‌ می‌شد. ما در مورد زندگی و خانواده‌های‌مان، در مورد طبیعت، در مورد هنر و فرهنگ، باورها و امیدهایمان صحبت می‌کردیم، اما اغلب فقط در مورد چیزهای کوچک، چیزهای کوچک در زندگی روزمره. گاهی اوقات طنز ظاهر می‌شد، و به طور غیرمنتظره در وسط بازگو کردن واقعیت‌های ترسناک، خنده شادی بلند می‌شد. لحظات سختی بود؛ لحظه سهیم شدن انسانیت.
 
تصاویر امید
چندین سال پیش، در بازدیدی از بازداشتگاهی که به‌‌طور خاصی خشن بود، شکل ‌ مشابهی از این مواجهه انسانی را تجربه کردم. درحالی‌که نیازهای اساسی مواد مانند غذا، آب، پناهگاه یا خدمات پزشکی تأمین شده بود، بازداشت‌شدگان از انزوا، عدم فعالیت، محرومیت از مالکیت فردی، روابط عصبی با نگهبانان و عدم اطمینان از سرنوشتشان و  همه آن‌چه  به شدت بر سلامت جسمی، روحی و روانی- اجتماعی آن‌ها اثر می‌گذاشت رنج می‌بردند. مانند بسیاری از بازداشتگاه‌ها، فعالیت مهم ICRC، توزیع و جمع‌آوری اخبار خانوادگی از طریق پیام‌های صلیب سرخ، از خانواده‌ها به بستگان بازداشت‌شده آن‌ها و از بازداشت‌شدگان به خانواده‌هایشان بود. در این محل خاص یک فعالیت بسیار جالب دیگر هم بود. کارکنان ICRC همچنین تصاویر مناظر، حیوانات و گل‌ها را هم توزیع می‌کردند. در طی بازدیدها، ما متوجه شدیم که بازداشت‌شدگان در حال انتخاب از میان انبوه تصاویری بودند که توسط یک نماینده ICRC ارائه می‌شد. این یک فعالیت قابل توجه بود که در هر بازدید، هنگام توزیع عکس به طور متوسط 20 عکس به هر فرد می‌رسید. انتخاب گسترده‌ای از تصاویر چاپ‌شده از گل‌ها، پرندگان یا حیوانات وحشی، شهرها و ساختمان‌های مذهبی و غروب‌های زیبا در مناظر وسیع وجود داشت.
بازداشت‌شدگان با این تصاویر چه می‌کردند؟ اول، بسیاری، آن‌ها را روی دیوار سلول‌هایشان آویزان کردند، به عنوان یک یادآوری که زیبایی در جهان وجود دارد: گل‌های زیبا، حیوانات قوی، پرندگان آزاد در حال پرواز، شهرهای بزرگ، عیادتگاه‌ها و مکان‌های مذهبی و غروب‌های زیبا وجود دارد. دوم، بسیاری از آن‌ها تصاویر را برای اقوامشان فرستادند، اغلب بدون حرف، انگار هیچ کلمه‌ای مورد نیاز نبود، و یا اینکه هیچ کلمه‌ای نمی‌توانست منظور آن‌ها را بیان کند؛ به نظر می‌رسد که آن‌ها به عزیزان خود می‌گویند: "من اینجا هستم، و من این عکس را با شما به اشتراک می‌گذارم؛ من زیبایی طبیعت و شهرها را با شما شریک می‌شوم؛ من از زیبایی یک غروب خورشید می‌لرزم، من انسانم".
این بازداشت‌شدگان با استفاده از این روش ساده، انسانیت خود را بیان می‌کردند. آن‌ها جنگ، بدرفتاری، جدایی، انزوا و شرایط سخت‌گیرانه بازداشت را تحمل کرده بودند. با آن‌ها مثل یک موجود غیرانسانی رفتار شده بود، چنانکه خارج از بشریت باشند. از طریق این تصاویر آن‌ها داشتند به سادگی رویاها، امیدها و احتمالاً تعلقشان به انسانیت را بیان می‌کردند. هدیه این تصاویر زیبا به بستگان آن‌ها بیان عشق و به اشتراک گذاشتن بشریت بود.
به نظر می‌رسید که برخی از کارکنان ICRC مهارت‌های ارتباطی و حساسیت ویژه‌ای نسبت به این بعد انسانی فعالیتشان دارند. برای مثال، زنان در تیم بازدیدکننده نقش مهمی بازی کردند: آن‌ها این فعالیت را توسعه داده بودند، تصاویر را در اینترنت انتخاب کردند، آن‌ها را در قالب کارت‌پستال چاپ کردند و توزیع را سازمان دادند. برخی از نمایندگان ICRC در زمینه آوردن این تصاویر برای بازداشت‌شدگان تمایل زیادی نشان دادند و به آن‌ها کمک کردند تا زیباترین تصویر را برای فرستادن به خانه انتخاب کنند و در مورد انتخابشان و همچنین معنای تصویر تبادل‌ نظر کردند. این لحظات گران‌بها بود.
 
هدایای کوچک و شناخت متقابل
برخی از بازداشت‌شدگان از این تصاویر چاپی استفاده دیگری کردند: در یک مکالمه خصوصی، آن‌ها یک تصویر از مجموعه خود را انتخاب می‌کردند و آن را به نماینده بازدید‌کننده می‌دادند. در یک فضای محروم از اکثر اشیاء مادی، این جسم کوچک به هدیه‌ای با ارزش بی‌نهایت تبدیل می‌شد. بازداشت‌شدگان در شرایط بسیار سخت‌گیرانه بازداشت، با هدیه‌ای از یک تصویر به نماینده، انسانیت خود را بیان می‌کردند وکرامت انسانی آن‌ها جان دوباره می‌گرفت. این هدیه کوچک و بی‌نقص از یک فرد آسیب‌پذیر و محروم، بیانی از احساس شناخت مشترک به عنوان بشریت  و به رسمیت شناختن انسانیت مشترک ما بود.
هدایای رایج بازداشت‌شدگان به بازدیدکنندگانICRC، احتمالاً معانی مختلفی دارند. در صورت امکان، بازداشت‌شدگان نماینده ICRC را به یک فنجان چای، نوشیدنی سرد و یا برخی مواد غذایی دعوت می‌کنند. این عمل ساده ارتباطی را ایجاد می‌کند که بازدیدکننده به عنوان یک مهمان پذیرفته می‌شود، در نتیجه کمی تقارن و تقابل را در رابطه با فعال بشردوستانه حفظ می‌کند. بسیاری از نمایندگان باتجربه در واقع خود را به عنوان بازدیدکننده‌ای از بازداشت‌شدگان می‌دانند و همان حسن نیت و احترامی را بیان می‌کنند که آن‌ها از مهمان‌ها در خانه‌شان انتظار دارند. پیشنهاد نوشیدنی یا غذا، دعوت به یک ارتباط واقعی است، تا یک لحظه از انسانیت را با هم سهیم شوند. همچنین اغلب، بازداشت‌شدگان، نقاشی، شعر و یا یک قطعه کاردستی را ارائه می‌دهند. این‌کار به عنوان پاسخ به یک تعهد اخلاقی و برای جبران‌کردن  دیدار با یک هدیه متقابل نیست، بلکه ابرازقدردانی و درخواست برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک انسان با هویت و تاریخ، احساسات، رنج و توانایی‌ها است.
 
چند قطره عطر و کرامت
یک روز طی بازدیدی از زندان، یکی از همکاران نماینده که یک خانم بود، با درخواست غیر معمولی مواجه شد. یکی از زندانیان از او پرسید که آیا او می‌تواند یک روز دیگر او را ببیند و برایش عطر بیاورد. این نماینده از ماهیت درخواست و به دلیل قوانین امنیتی گیج شده بود. در آن شب از یکی از همکاران آقا ادکلن خواست و در روز بعد دوباره آن زندانی را دید و چند قطره از عطر را به او داد. زندانی با خوشحالی عطر را روی صورتش، موهایش و لباس‌هایش اسپری کرد. مرد بازداشت‌شده شاد بود، او از جایش بلند شد و به بالا نگاه کرد و با سپاسگزاری گفت : " می‌دانید امروز برای اولین‌بار از زمانی‌که اینجا هستم، بوی خوبی دارم. من احساس می‌کنم که انسان هستم".
سپس به حیاط رفت تا دوستانش را ببیند، شادی خود را به اشتراک بگذارد، لباس‌هایش را به هم می‌مالید تا بوی عطرش پخش شود. وقتی آن‌ها را بعدا دیدیم، به سمت ما آمدند، خوشحال و با افتخار بوی خوش عطر را با ما شریک شدند. چند قطره عطر که احساس کرامت انسانی را به آن‌ها برگرداند.
 
مراقبت‌های بشردوستانه، از ضربات روحی تا انعطاف
اتفاقات کوچک و چیزهای کوچکی که در بالا ذکر شد برخی جنبه‌های مراقبت بشردوستانه  و ارزش آن در بازداشت‌گاه‌های خشن را نشان می‌دهد. در برخی مکان‌های غیرانسانی مراقبت‌های بشر‌دوستانه می‌تواند باعث افت انسانیت شود. متخصصان سلامت که با قربانیان سو استفاده و خشونت شدید کار می‌کنند، نقش کلیدی در تشخیص آسیب‌های روانی مرتبط با خشونت و شرایط غیرانسانی و درمان ایفا کرده‌اند. آن‌ها از واقعیت آسیب‌های روانی و پیامدهای آن برده برداشته اند. با این حال هنوز برای درک و تشخیص آسیب عمیقی که مخاصمات مسلحانه، خشونت شدید، رفتار غیرانسانی و ترذیلی و یا شکنجه بر سلامت و کرامت قربانیان دارد، راه درازی در بیش است؛ و حتی راه بلندتری برای یادگیری شیوه‌های ممکن برای کمک به بازداشت‌شدگان در راستای بازیابی بازسازی زندگی معنادار و فعال در بیش روست. قبل از نتیجه‌گیری قطعی درباره نقش احتمالی یک مواجهه بشر دوستانه با کسانی که رنج می‌برند به ویژه در بافت‌های خشن و غیرانسان‌دوستانه، به احتیاط و خویشتن‌داری نیاز است.
انکار واقعیت خشونت و آزارو پیامدهای آن به راحتی رخ می‌دهد و ممکن است پیامدهای ماندگاری در سرنوشت افراد بی‌شماری در درگیری‌های مسلحانه داشته باشد. خشونت مفرط، غیرانسانی‌ است. این رفتار ویرانگر است و انسانیت موجود در انسان را نابود می‌کند. برای افرادی با فعالیت‌های حرفه‌ای بشردوستانه، ملاقات با قربانی خشونت مفرط و گوش دادن به او می‌تواند تجربه‌ای دردناک باشد. این افراد تحت‌تاثیر روایت‌های خشونت افراطی و شکنجه قرار می‌گیرند. آن‌ها برای کمک به قربانیان خشونت بهای احساسی پرداخت می‌کنند. ریچارد رایدر که با قربانیان متعدد شکنجه کار کرده ‌است این را  "درد شفا دهنده" نامیده‌ است. به تجربه او " شاهد خشونت بودن می‌تواند به همان اندازه آزاردهنده باشد که برای افرادی که واقعا خشونت را تجربه کرده‌اند، بوده است." این آسیب ثانویه یا ضربه غیرمستقیم  منجر به  اثر جمعی کار با مراجعه کننده‌های آسیب‌دیده می‌شود و بازتاب آن با احساسات، طرح‌واره‌های شناختی، خاطرات، عزت‌نفس و حس امنیت دیده‌ می‌شود. این نتیجه منحصر به فرد از کار با ضربه‌های روحی، برای اولین بار در روان‌درمان‌گران و به تازگی در خانواده‌های زندانیان جنگ، و در کسانی که با قربانیان شکنجه کار می‌کنند و وکلای جنایی در مواجهه با وضعیت‌های جنایی تشخیص داده شد.
نمایندگان ICRC ممکن است تحت‌تاثیر فعالیت‌های خود در رابطه با قربانیان خشونت شدید قرار بگیرند. آن‌ها همچنین ممکن است شاهد ظرفیت برخی قربانیان برای مقاومت و حفظ انسانیت خود با وجود تجربیات غیرانسانی باشند. بازدید کمیته بین‌المللی صلیب‌ سرخ تا چه حد به مقاومت و ظرفیت‌های مقابله قربانیان کمک می‌کند؟ آیا این دیدارها حداقل به بالابردن سطح انعطاف‌پذیری کمک می‌کنند؟ آن‌ها احتمالا ً زمانی که این دیدارها به یک مصاحبت و مواجهه واقعی  یک لحظه سهیم شدن انسانیت تبدیل می‌شوند، این اثر را دارند.
ما یکبار در یک جلسه آموزشی در مورد این مسائل بحث کردیم. یک همکار خانم، که به عنوان پزشک در مکان‌هایی که شکنجه رایج و جا افتاده‌ بود کار می‌کرد، گفت که همه چیز به‌ گونه دیگری اتفاق افتاده است. در واقع  افراد حرفه‌ای می‌توانند عمیقا ً تحت‌ تاثیر کار خود در محل بازداشت قرار بگیرند، اما نه در شرایطی که با یک زندانی ملاقات می‌کنند و ظرفیت او را برای انعطاف پذیری افزایش می‌دهند. او توضیح داد که چگونه یک روز او در بخش خصوصی با گروهی از بازداشت‌شدگان جلسه داشت. آن‌ها چیزهای وحشتناک، شکنجه، رنج و درد را توضیح می‌دادند. او به شدت متاثر شده بود و گریه می‌کرد. بازداشت‌شدگان با مهربانی با او صحبت می‌کردند. آن‌ها توضیح دادند که چگونه با هم، می‌توانند بر رنج خود غلبه کنند. آن‌ها از هم پشتیبانی می‌کردند و حالا، داشتند از نماینده‌ای  که در حال بازدید از آن‌ها بود، حمایت می‌کردند.
ما چیزهای مهمی را از این روایت یاد گرفتیم. اول این‌که این نماینده یک فعال بشردوست و یک متخصص سلامت خوب بود؛ اشک‌هایش به سادگی احساس دلسوزی و انسانیت او را در مقابل روایت‌های غیرانسانی بیان می‌کرد و گویای این واقعیت بود که او با تمام تجربیاتش، نسبت به رنج و عذاب نیز بی‌حس نشده بود. دوم، برای بازداشت‌شدگان این نشانه برخورد با یک انسان بود. آن‌ها خودشان را در موقعیت حمایت و مشاوره او قرار دادند و تجربیات خودشان را به اشتراک گذاشتند.
فرآیند یادگیری مثبت توسط درمانگران از  بیماران در مورد غلبه کردن بر رنج و مصیبت، با نام " انعطاف‌پذیری نیابتی" شناخته می‌شود، موردی مشابه ضربات روحی نیابتی(غیرمستقیم) که در کار متخصصان در مواجهه با قربانیان خشونت شدید شرح داده شد. انعطاف‌پذیری نیابتی  به عنوان فرآیندی تعریف می‌شود که در آن متخصصان به طور مثبتی تحت‌تاثیر انعطاف‌پذیری مراجعان  قرار می‌گیرند. این یک پیشرفت جالب در درک ما از ضربه روحی و انعطاف‌پذیری است. این نشان می‌دهد که یک رابطه مراقبتی معنا‌دار، یک فرآیند تبادلی چندجانبه است. عنصر اصلی در بخش مراقبت‌های بشردوستانه احتمالا در رابطه بین متخصص و بازدیدکننده نهفته ‌است، زمانی که ملاقات به یک مصاحبت واقعی  بین دو انسان تبدیل می‌شود. در این برخورد هر یک از آن‌ها به عنوان یک شخص همراه با هویت خود، تاریخ، توانایی‌ها و آسیب‌پذیری ظاهر می‌شوند. بازپروری انعطاف پس از خشونت شدید، می‌تواند یک فرآیندانسانی دوطرفه باشد.
 
بازدید یکی از نمایندگان ICRC از یکی از بازداشت‌شدگان در سلولش
 
مراقبت‌ انسان‌دوستانه با پرخاشگری روبرو می‌شوند
داستان‌های کوچک بالا در مورد شرایطی که در آن رابطه بین متخصص فعالیت بشردوستانه و بازداشت‌شدگان ممکن است به یک مواجهه انسانی منتهی شود توضیح می‌دهد. با این وجود، نمایندگان ICRC گاهی در بازدیدهایشان از بازداشتگاه‌ها،  با طرد و یا پرخاشگری روبرو می‌شوند. آن‌ها همچنین ممکن است با توهین تحقیر کننده، آزار کلامی حتی تهدید یا حمله فیزیکی زندانی مواجه شوند. تحمل و غلبه بر این موقعیت‌ها می‌تواند بسیار دشوار باشد. آن‌ها می‌توانند منبع دیگری از آسیب به متخصصان انسان‌دوستانه باشند.
بسیاری از نمایندگان ICRC از چنین شرایطی رنج برده‌اند. در برخی موارد  بازداشت‌شدگان  پس از آزادی به دفتر آمدند و عذرخواهی کردند و از نمایندگان خواستند که درک کنند که این تنها وسیله ابراز خشم آن‌ها است. آن‌ها گفتند که توهین و رفتار پرخاشگرانه، شخصی نیستند اما وسیله‌ای برای برقراری ارتباط است. یکی از همکاران اظهار داشت که یک زندانی آزادشده از وی به‌خاطر برخورد او هنگامی که زندانی خشونت به کار برده بود، تشکر کرد زیرا او شخصا واکنش نشان نداده بود. آن‌ها گفتند که این نگرش، به آن‌ها کمک‌ کرد تا با رنج‌هایشان کنار بیایند.
اقدامات تهاجمی علیه دیگران و یا علیه خود، اغلب روش‌های افراطی برقراری ارتباط در بازداشتگاه هستند. در یک کنفرانس جالب‌ توجه در 1975 نویسنده‌ای منتقد به نام آندره‌ سینیاسکی که پس از هفت سال از یکی از اردوگاه‌های اتحاد جماهیر شوروی آزاد شده بود، آزاد شد، به "اشکال افراطی ارتباط در شرایط انفرادی" اشاره کرد. وی از رفتارهای غیرمعمول عجیب و یا شاید تکان‌دهنده به مثابه یک راه ارتباطی در شرایطی که یک "فرد در شرایطی کاملا مسدود قرار می‌گیرد" صحبت کرد و اظهار داشت: " جایی که زبان و نیاز به ارتباط داشتن هیچ راهی ندارد، خود زندگی نیز هیچ راهی برای خروج ندارد". در شرایط انزوای کامل، طرد یا بی‌اعتنایی، اعمال به‌ وسیله یا علیه بدن خود یک ‌فرد، اعتصاب غذا یا دیگر اقدامات  خشونت‌آمیز علیه خود، باید به عنوان " ابزارهای خاص ارتباط" درک شود. این اعمال  یک اعتراض شدید را به روش" ارتباط کاملا منفی" بصورت قطع ارتباط، بیان می‌کنند.
مطالعات اخیر انسان‌شناختی و زبان‌شناسی در رابطه با اعمال ارتباطی افراطی در چنین شرایطی، به نتایج مشابهی دست یافته‌اند. اقدامات خشونت‌بار مثل توهین، انداختن آب دهان بر روی بازدیدکنندگان، ریختن مدفوع بر روی دیوار سلول‌ها، اعتصاب غذا و یا قطع عضو باید ابتدا به عنوان اعمال ارتباطی درک شوند. آن‌ها ابراز اعتراضی یا ناامیدی هستند وقتی‌که هیچ وسیله ارتباطی دیگری در دسترس نیست. آن‌ها مویه‌ای برای کرامت و به رسمیت شناخته‌شدن هستند.
به منظور اجتناب از واکنش شخصی یا بیش از حد رسمی به اقدامات تهاجمی، بازدیدکنندگان بشردوست بازداشتگاه‌ها نیاز به آماده‌شدن برای چنین شرایطی دارند. بازیابی ارتباط کلامی با فرد بازداشت‌شده مهم است: به جای صحبت کردن یا گوش دادن به فرد، کلید ممکن است نهفته در در باز گرداندن یک گفت‌و‌گو، یا باز کردن راهی از شناخت مشترک به مثابه یک فرد توانا و با کرامت باشد. چنین گفتگویی ممکن است به بازدیدکنندگان کمک کند تا معانی، دلایل و هدف اقدامات خشونت‌بار را درک کند و یک بازتاب مشترک از روش‌های ممکن برای ارتباط با افراد یا مقامات مربوط نشان دهد.
بازدیدکنندگان بشر دوست با فرآیند مشابهی در گفت‌و‌گو با مقامات درباره راه‌هایی برای ارتقاء ارتباط موثر در بازداشتگا‌ه‌ها مواجه هستند. به عنوان مثال، پاسخ انسانی به اعتصاب غذا ممکن است برگزاری جلسات منظم بین مقامات مرتبط و بازداشت‌شدگان و یا نمایندگان آن‌ها باشد. این جلسات فرصت‌هایی برای بیان مسائل مهم و به اشتراک گذاشتن بازتاب‌ها در مورد راه‌حل‌های محتمل هستند. پیشرفت در ارتباطات می‌تواند تاثیر چشمگیری بر ماهیت رابطه بین بازداشت‌شدگان و کسانی داشته باشد که آن‌ها را در یک موسسه بازداشت می‌کنند و منجر به کاهش خشونت و سلامت بهتر بازداشت‌شدگان ‌شود.
 
چیزهای کوچک به مثابه راهی برای انسانیت‌بخشیدن
خشونت و مخاصمات مسلحانه تاثیرات مخربی بر افراد، خانواده‌ها، جوامع و بشریت دارد. مثال‌هایی از بازداشت‌گاه‌ها نشان می‌دهند که مراقبت‌های بشردوستانه راجع به مراقبت ‌کردن از یک فرد و انسانیت بخشیدن به محیط‌های غیرانسان‌دوستانه است. این کار اغلب نیازمند فروتنی و اعتماد عمیق به توانایی ما به عنوان انسان برای محکوم کردن خشونت و برقراری روابط محترمانه و سازنده حتی در میانه مخاصمات مسلحانه است. همچنین مستلزم پذیرش این است که آثار فعالیت‌های انسان‌دوستانه ممکن است به زودی مشاهده‌ نشود. این آثار ممکن است سال‌ها بعد، زمانی‌ که زندانیان سابق یک فنجان قهوه، عکس از گل‌ها و حیوانات وحشی یا غروب، قطره عطر، لحظات ساده سهیم شدن انسانیت، چیزهای کوچک که عزت‌شان را احیا کردند را به یاد آورند، به این دلیل که در آن لحظات به عنوان انسان شناخته شده‌ بودند، به چشم بیایند.
در کتاب فوق‌العاده بشریت، فیلسوف جاناتان گلاورچهره بشریت را تجزیه و تحلیل می‌کند. او در تحقیقاتش تنها به چند نمونه از بشریت می‌پردازد. به نظر می‌رسد که تنها تعداد اندکی از مردم این شجاعت را دارند که ریسک کنند و واکنش‌های انسانی که احترام و همدردی هستند نشان‌دهند. در اروپای اشغالی نازی، برای زندانیان در ماتازن یا یهودیان در برلین ، "حتی یک چهره دوستانه نیز تفاوتی ایجاد می‌کرد."
گلاور از قضیه نویسنده و فیلسوف ژان آمری، که سیگار را به خاطر می‌آورد، صحبت می‌کند. او پس از آنکه در بریندوک شکنجه شد، یک سرباز سیگاری روشن از لای میله‌های سلول به سمتش پرتاب کرد. او بعدها در آشویتس-مونوویتس آخرین سیگار هربرت کپ، یک سرباز معلول از دانزیک، را به اشتراک گذاشت. آمری تنها چند نفر دیگر را به خاطر آورد که رفتارهای انسانی داشتند. یکی از این افراد شامل ویلی اشنایدر، یک کارگر کاتولیک اهل اسن، بود کسی که قبلا او از وی با نام کوچکش که فراموش‌ کرده بود، یاد کرده بود که به او نان داد". اما گلاوربیان می‌کند ژان آمری فراموش نکرده بود که این رفتارها چقدر نادر بودند." در این کتاب، آمری توضیح می‌دهد که تعداد این دوستان شجاع کافی نبود و از نظر او اعمال انسانی چند نفر نمی‌توانند رفتارهایی مانند مشارکت در جرم، رضایت و همکاری بسیاری از مردم را تعدیل  و خنثی کنند. آمری دلایل نفرت و عدم امکان غلبه بر آنچه انجام شد را توضیح می‌دهد. او عمیقا ً تحت‌تاثیر شکنجه و کمپ‌های نابودسازی  قرارگرفته بود . او خود را دچار ضربه روحی نمی‌دانست، بلکه در عوض نوشته است :"انسانیت او از دست رفته بود."
 در روایت او، ماگدا هولاندر لافون، رفتارهای کوچکی از انسانیت در میان رفتارهای غیرانسان‌دوستانه و ترسناک آشویتس را به خاطر می‌آورد: یک نفر به خانمی سوسیس داد که او با مادر و خواهرش تقسیم کرد، یک هم‌بندی ناشناس زندگی‌اش را با چندقطره آب نجات داد درحالی‌که از تشنگی بیهوش شده بود؛ یک نگهبان زشت با صدایی معمولی به او یک جفت کفش چوبی داد و در محیط کار از او مراقبت کرد؛ یک هم‌بندی به او سخنانی برادرانه، دوستانه و تشویق کننده گفت که به او کمک کرد تا زنده بماند؛ و زنی در حال مرگ به او چهارتکه کوچک نان داد تا او توانست زنده بماند و شاهد آن‌چه که در آشویتس رخ می‌داد باشد. این چیزهای کوچک به ماگدا هولاندر کمک کرد تا بر رنج غلبه کند و از روش خودش برای انسانیت بخشیدن پیروی کند.
روایت‌های زیادی از بازماندگان خشونت شدید وجود دارد. هر تجربه انسانی منحصر به فرد و غیرقابل جایگزین است. به همین ترتیب هیچ راه‌حل آماده‌ای برای انجام مراقبت‌های بشردوستانه وجود ندارد. با درخواست چند قطره عطر در یک مکانی خاص در مصاحبت میان دو نفر، بی‌اختیار ظاهر شده است. از میان این چند قطره عطر، یک زندانی احساس کرده است که به مثابه یک انسان به رسمیت شناخته شده است. همان مایع ممکن است در یک موقعیت دیگر، بی‌معنی و حتی اهانت‌آمیزباشد. افرادی که در فعالیت‌های بشر‌دوستانه فعالیت می‌کنند روش خود را برای مراقبت‌های بشردوستانه پیدا می‌کنند. آن‌ها با انسانیت، هویت، گذشته، توانایی‌ها و ضعف‌های خود کار می‌کنند. اغلب اوقات به ویژه در مخاصمات مسلحانه و دیگر وضعیت‌های خشونت‌بار، متخصصان اقدامات بشر‌دوستانه با محدودیت‌ها و ناتوانی‌های اقدامات خود مواجه می‌شوند اما بسیاری از آن‌ها به تجربه دریافته اند، توانایی‌هایشان در مراقبت وعمل با احترام و همدردی، همراه با خلاقیتشان، می‌تواند به ملاقات‌هایی با افراد آسیب دیده جنگ، مثل زندانیان، غیرنظامیان مجروحان یا بیماران، به ملاقات واقعی و یک لحظه سهیم شدن انسانیت کمک کند. این رابطه در مراقبت‌های بشردوستانه هسته اصلی این قبیل فعالیت‌هاست.
 
منبع:
Bouvier, P. “Humanitarian care and small things in dehumanised places”. International Review of the  Red Cross  94.888(2012): 1537-1550
 
 با تشکر از خانم‌ها فرنوش اصغرى، هاجر سلیمى خلیق و سمانه جعفرى بابت ترجمه و ویرایش متن.
 استفاده از این مقاله، با ذکر منبع بلامانع مى باشد.
 
 

[فهرست مقالات]