DHTML JavaScript Menu By Milonic.com
نیکی های کوچک
www.nikiha.org
دوشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۹۷
 
 

این هفته اول به صحبت دیگران گوش کنید بعد صحبت کنید

 
 
 راضیه محمدرضاپور: قلب گفت وگو «ظرفیت ساده اما عمیق گوش دادن» است. آیا تاکنون امتحان کرده‌اید که چگونه گوش می‌دهید، فرقی نمی‌کند به ‏چه، به صدای یک پرنده، به صدای باد در لابلای برگ درختان و به صدای آب‌های رونده، یا چگونه در گفت وگویی با خودتان ‏گوش می‌دهید، به گفت وشنودهای خود در رابطه‌های مختلف با دوستان صمیمی‌تان و یا با همسرتان.‏
‏«چند بار باید یک حرفی را به تو بزنم؟"»، «چرا وقتی حرف می‌زنم حواست به من نیست؟»، «او که همیشه فقط منتظر است ‏حرف خودش را بزند، عجیب نیست حرف تو را نشنیده»، «بخشید دوباره میگی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود»، «من که ‏دیگه چیزی برای تو تعریف نمی‌کنم»، «من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می‌زدی». حتما شما هم در مکالمه‌هایتان از این ‏قبیل جمله‌ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی‌دهند استفاده کرده‌اید.‏
مهارت «گوش دادن» یکی از اساسی‌ترین مهارت‌های گفتگوست. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل ‏فیزیولوژیک است اما در گوش دادن ما تلاش می‌کنیم حرف طرف مقابل را درک کنیم. واقعیت این است که اگر به توانایی‌هایمان ‏خوب فکر کنیم، یادمان می‌آید که می‌توانیم گوش کنیم، و از راه گوش دادن خیلی چیزها یاد بگیریم و به خیلی از ارتباطاتمان قوت ‏ببخشیم. اما خوب فکر کنیم، پیش خودمان بماند، به خاطر بیاوریم که آخرین باری که با دقت کافی به حرف‌های دیگری گوش داده‌‏ایم کی بوده است؟ سر کلاس درس، در مدرسه، در دانشگاه، هنگام دیدن یک برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌مان، واقعا چقدر ‏با دقت گوش می‌کنیم؟ موقع صحبت کردن با دوستان، همکارانمان و فامیل چگونه گوش می‌دهیم؟
شرط خوب گوش دادن این است که ذهنمان را ساکت کنیم، در فکر جواب نباشیم، قضاوت نکنیم، به کارهای دیگرمان فکر نکنیم ‏و حضور ذهن و توجه کافی به گوینده داشته باشیم.‏
در گفتگو سعی برآن است که علاوه بر توجه به نیروی متحول کننده گوش دادن، به خود و درون خود نیز توجه کنیم و ببینیم ‏چگونه آن چه را که می‌شنویم متناسب با تجربه گذشته دسته بندی می‌کنیم. آیا می‌توانیم از افقی بالاتر روند تفکر خود را ‏نظاره کنیم و سپس در برابر آن چه که ناشناخته و نو است سعه صدر داشته باشیم.‏
بسیاری اوقات ما موقع گوش دادن توجه و حضور ذهن کافی نداریم، حضورمان بیشتر فیزیکی است و ظاهرا به طرف مقابل نگاه ‏می‌کنیم و حرف ها را دنبال می‌کنیم ولی در واقع به مسایل مختلفی فکر می‌کنیم.‏
با گوش دادن مؤثر نیمی بیشتر از مسیر از گفتگوی بالنده طی می‌شود. همان قدر که شنیدن حرف دیگران و گوش فرادادن به ‏دیگران مهم است، مخاطب واقعی داشتن هم مهم است و این یعنی : مورد توجه قرار گرفتن و شناخته شدن. وقتی که انسان بعد از ‏جستجوی بسیار کسی را پیدا می‌کنیم که او حرف ما را می‌شنود، گویی می‌فهمیم که به رسمیت شناخته شده‌ایم، آن وقت فضای ‏گفتگو برایمان، همانند بازگشت به وطن است و به آن فضا احساس تعلق می‌کند.‏
اگر موقع صحبت کردن، دیگری شنونده خوبی باشد و با صداقت و با حضور ذهن گوش کند، کمک می‌کند هر کس خودش باشد ‏و مجبور به نقش بازی کردن نباشد.‏
خوب گوش دادن یک نوع صداقت است
وبه نوعی نیکی کوچک به دیگری
 
 
 سهیل افسر: تو زندگی بعضی مواقع به مشکل برخورد می‌کنیم. یکی از اون زمان‌ها زمان صحبت کردنه. یا می‌خوایم صحبت کنیم ولی گوشی ‏برای شنیدن وجود نداره یا می‌خوایم بشنویم ولی حرف خوبی برای گوش دادن وجود نداره.‏
دقیقا مثل بعضی از گفت وگوهای تلوزیونی! ‏
مجری یه چیزی می‌پرسه، طرف به جای اینکه یک دقیقه فکر کنه ببینه چی ازش پرسیده شده، بدون معطلی شروع به حرف زدن ‏میکنه. ربات با تمام برنامه نویسی پیشرفته نمیتونه اینقدر سریع جواب بده مگر در یک صورت اونم این که بخواد هرچی اومد تو ‏زبونش رو بگه و بیخیال سوال بشه...‏
بعضی زمان‌ها باید فکر کرد. فکر کرد و دید آیا سوالی که میشه درباره خودمه یا یه نفر دیگه؟!‏
اگه درباره زندگی یه نفر دیگه هستش چجوری می‌تونی بدون اینکه زندگیش رو دیده باشی و یک دقیقه باهاش صحبت کرده باشی ‏جواب محکم و قانع کننده بدی؟!‏
همیشه لازم نیست برای هر سوالی جوابی داشته باشی. برای بعضی سوال‌ها بهترین جواب سکوته و اینکه توی خلوتت اینقدر ‏فکر کنی تا بهترین جواب به ذهنت برسه. هیچ وقت بهترین جواب تو همون ثانیه‌های اول به ذهنت نمیرسه.‏
اصلا کی گفته حتما باید یه چیزی در مقابل سوال طرف داشته باشی؟ شاید بهترین جواب به صحبت طرف مقابل اینه که عمل ‏کنی، بدون هیچ صحبتی.‏
مشکل مملکت ما اینه که صحبت می‌کنیم بدون هیچ عملی...‏
 
 
 سمانه جعفری: گوش دادن یکی از اسرار اصلی ورود به معبد خداوند است .
 گوش دادن یعنی انفعال .
گوش دادن یعنی فراموش کردن کامل خودت.
تنها در آن هنگام است که می‌توانی گوش کنی. زمانی که با توجه و دقت به کسی گوش می‌دهی، خودت را فراموش می‌کنی.
اگر نتوانی خودت را فراموش کنی، هرگز گوش نمی‌دهی .
اگر بیش از حد در مورد خود خودت آگاه باشی، صرفاً وانمود می‌کنی که گوش می‌دهی، گوش نمی‌دهی. ممکن است سرت را تکان بدهی؛ گاه ممکن است بله و نه بگویی، اما گوش نمی‌دهی. 
وقتی که گوش می‌دهی، به یک مجرای صرف بدل می‌شوی، یک انفعال، یک پذیرش، یک رحم، تو مؤنث می‌شوی.
و برای رسیدن باید مؤنث شد.
به صورت مهاجم خشن، به صورت فاتح نمی‌توانی به خداوند برسی. تو تنها وقتی می‌توانی به خدا برسی... یا بهتر بگویم خدا تنها وقتی می‌تواند به تو برسد که پذیرا باشی، پذیرنده باشی .
وقتی یین ( عنصر مؤنث ) می‌شوی، وقتی پذیرنده می‌شوی، در بازمی‌شود و تو منتظر می‌مانی.
گوش دادن هنری است برای منفعل شدن.
کتاب ذن تاروت